تبليغاتX
انتقام پهلوی شکسته
منتظران را به لب آمد نفس دوشنبه پانزدهم آبان 1385 13:39

ان كه خاك را به نظر كيميا كنند  

 آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
هر كي منتظره ياعلي یکشنبه چهارم تیر 1385 10:26

بسم الله الرحمن الرحيم

تا كسي رخ ننمايد زكسي دل نبرد

دلبر ما دل ما برد و به ما رخ ننمود

به اميد ظهور همه كس عالم

سلام

تو اين دوران وانفسا انگار همه يه چيزي گم كردن   .   .   . چي . . . كسي نميدونه !!!   ...  يا نمي خواد بدونه . . .  اگه تو خيابونو نگاه كني مي بيني هر كي داره دنبال يه چي مي گرده . . . دنبال چي ؟؟

خوب معلومه دنبال مشكلش . . .  اما خدا ميدونه كليد مشكل همه يه چيزه؟ . . .

آخه وقتي كسي يه آقا بالا سرش نباشه معلومه ديگه . . . سرگردونه ... حيرونه ... اما كي يادشه؟

كي هر روز صبح پاميشه مي گه باز آقا نيومد؟ يعني امروز مياد؟ شده بگيم آقاي من ... من امروز فقط براي توام؟

اما ... اما آقا ميگه من هر روز واسه شمام؟ ولي وقتي كسي به فكر صاحبش نيست ... وقتي جوري رفتار ميكنيم كه انگار داريم ميگيم . . .

خوب شايد مشكلاتمون شخصي و به آقا مربوط نمي شه ؟!!!

چي بگم ؟ ولي فكر مي كنم دل آقامون ازمون خيلي گرفته؟ اصلا دلش تنگ ماست . . .  آره آقا خيلي دلش واسمون تنگ مي شه؟ آخه آقا مهربونه ؟

نمي دونم شده يكي از دوستات يا اقوام نزديكت بره مسافرت تو هم دلت براش تنگ بشه از ته دل دعا كني زودتر بياد تا فقط ببينيش؟

آخه به كي بگم آقامون صدها ساله رفته ولي هنوز دلمون براش تنگ نشده؟

بخدا . . .  بخدا . . . همين قوم يهود همين قوم بني اسرائيل اونقدر براي ظهور منجي شون دعا كردن خدا ظهور موسي رو 170 سال نزديك كرد. ((يعني 170 سال موسي زودتر به دنيا اومد و بزرگ شد و ... ولي ما اقامون زنده ست هست اينجاست مي بينيمش ولي اين چشماي گناهكار يا نه چشمهاي نا منتظر نمي شناسنش . . .

شما رو جون هر كي دوست دارين كدوممون نبودن آقا رو مثل خار در چشم و استخوان در گلو حس كرديم.

تموم سايت ها و وبلاگ هاي مبتذل براي يه هدف كار مي كنن

اما وبلاگ هاي مذهبي . . .  خوبه تو وبلاگ مداحي گذاشتن خوبه مطلب خوب و شاعرانه نوشتن براي امام حسين اما بياين هدف همه يكي باشه . . .  بيام واسه ظهور اقامون كار كنيم.

بخاطر همين فعلا داريم يارگيري مي كنيم ... هر آماده كاره  ياعلي .

تو وبلاگ faatemiyeh.blogfa.com  تو قسمت نظرات هم اعلام آمادگي كنين (اگه خواستين) هم توانايي ها تون واسه ما بفرستين اگه خدا بخواد مي خوايم يه سايت بزنيم هركي مي تونه تو هر زمينه كمك كنه يا علي . . . 

 

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
عاشورا سه شنبه یازدهم بهمن 1384 7:37

با بگشائيد اينجا كربلاست

ديگر صداي العطش اهل خيمه بلند

يا ابتا ..... با ابتا ....

انا العطشان...

و عباس ديگر طاقت ندارد....

دلخوشي اهل حرم ....

ستون هاي قامت حسين .... عباس!! مواظب باش ... حرمله در كمين است.

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه یکم بهمن 1384 10:53
هر قلب به سینه قبله گاهی دارد

هر قبله برای خود خدایی دارد

اما زدورن خانه مي گفت خدا

ایوان نجف عجب صفایی دارد

عید غدیر عید بزرگ شیعه به همه عاشقا مبارک باشه

امید خدا انشاء الله این روز رو سال بعد با آًقامون امام زمان جشن بگیریم

((یا علی))

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
داده خدا يك گل زيباي بهشتي به من یکشنبه چهارم دی 1384 10:9
الحمد الله

خدايا شكرت بلطف خدا و به مرهمت حضرت زهرا سلام الله عليه و با عنايت آقا امام رضا و اربابم حضرت وليعصر روز ميلاد اقا امام رضا اول اذان ظهر خدا به من يك دختر زيبا داد .

اسمشو گذاشتيم نرگس

ياعلي

 گل بهشت

 

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
گل نرگس دوشنبه چهاردهم آذر 1384 20:44
امید هر دو جهانی خدا کند که بیایی .....

امید زخم مدینه خدا کند که بیایی .......

دل مدینه شکسته خداکند که بیایی .....

تو مروه ای تو صفایی خدا کند که بیایی .....

امید دل حیدر امید دل زهرا خدا کند که بیایی .......

د رانتها چهد بگویم گل نرگس ......

گل نرگس خدا کند که بیایی ........خدا كند كه بيايي

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
تقدیم به دلهای داغ دیده شنبه هجدهم تیر 1384 13:47

شهر پيغمبر پر از بيداد شد .....آسمان لبريز از فرياد شد

نخل ها بر سينه و سر مي زدند .....طائران عرش پرپر مي زدند

چشم جبريل امين مبهوت بود.....غرق ماتم عالم لاهوت بود

کينه توزي را عجب آموختند.....قلب مادر را به طفلش دوختند

آن در و ديوار گلگون گشت ،واي.....فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت ، واي

ضرب سيلي ديده اي را تار کرد .....مجتبي (ع) با زهرِ آن افطار کرد

باغلاف تيغ ،بازويي شکست.....شمر،روي سينه مولا نشست

روي مه را ،جوهر نيلي زدند.....دختري در کربلا سيلي زدند

درب بيت وحي را افروختند.....خيمه اهل حرم را سوختند

از دل زهرا(س) برون شد بوي عود.....بوي ياس و آتش و اسپند و دود

ميخ در ، پهلوي محسن را دريد.....تير شد ، بر حنجر اصغر رسيد

تيغ را قنفذ به عالم تاب داد.....دست عباس (ع) علي(ع) در شط فتاد

بس نيام و تيغ در رقص آمدند.....بوسه بر پهــــلو و بر بازو زدند

***

کيست زهرا(س)؟آسماني در سجود.....بوسه دستاس بر دستي کبـــــــــــود

عاديان زين سو و آن سو آمدند .....بند بر دستان دست حــق زدند

دست حق (ع) در بيعت زنجيــر شد.....شير حق (ع) بين دو صد خنزير شد

گنبد نيلي ، گريبـــــــــــــان چاک زد.....عصمت حق(س) را عدو بر خاک زد

فاطمه (س)يعني زدن در کوچه ها.....مـــــــــادري را پيش چشم بچه ها

چشم عالم لب لب از الماس شد.....خاک يثرب مست بوي يــاس شد

عالمي خاموش و بي مهتاب گشت.....ارغـــوان رخ ، ماه عالمتــــاب گشت

عرش حق هم زين جفا در هوش شد.....ذوالفقار مرتضي(ع) بيهـــــــــوش شد

***

کيست زهرا(س)؟ يکَه يار مرتضي(ع).....هم زِرِه هم ذوالفقـــــــــار مرتضي(ع)

آه زهرا(س) ، نعره هاي حيدر (ع)است.....ني که دختر،مادر پيغمبــــــر(ص) است

روضه رضوان به زيــــــــــر پاي اوست.....سينه غم چاک ، از غم هاي اوست

چشم عين الله (ع) گريان امشب است.....بعد از اين ام ابيها ، زينـــب (س) است

گفت حيدر(ع) اي تمام جان من .....طفل و بازويت بلاگــــــــردان من


قــامتم را اي وجودت قائـــمه.....کلَِميني کلَِميني فاطمه(س)

فاطمه(س)چشمان خود را باز کرد.....با نگه روي علي(ع) را ناز کرد

دست حيدر(ع) را گرفت آن نازنين.....گفت اي مولا(ع) اميرالمومنين(ع)

هرچه گويي من اطاعت مي کنم.....غم مخور، خود با تو بيعت مي کنم

فاطمه(س) گردد بلاگردان تو.....هستي زهرا(س) فداي جان تو

گرچه مي داني تو نيت هاي من.....ياعلي(ع)بشنو وصيت هاي من

غسل ده ،من را به زير پيرهن.....صبر کن در بستن بند کفن

اي اميرالمومنينم ،بوتراب(ع).....جاي من شب ،پيش طفلانم بخواب

جان فدايت ، اي پناه عالمين.....جان تو، جان حسن(ع) ، جان حسين(ع)

ياعلي(ع) پيش حسينم (ع) وقت خواب.....جاي زهرا(س) کاسه بگذار آب

چادري پنهان درون خانه کن .....جاي من موهاي زينب (س) شانه کن

جان زهرايت(س) ،علي(ع) جان ،جاي من.....بوسه بر چشمان عباسم (ع) بزن

ياعلي(ع) شب بر سر قبرم بمان.....هل اتي ! بر کوثرت ياسين بخوان

گفت و گفت و ديدگان بر هم گذاشت.....هل اتي (ع) را غرق در ماتم گذاشت

چاره ساز عالمي بيچاره شد.....کوثر و دخَان ،ز قران  پاره شد

ياس گلگون علي (ع) چون جان سپرد.....ني که زهرا(س)، بل علي (ع) افتاد و مرد

شاپرکهاييم و خاکستر شديم.....واي مردم ،واي ، بي مادر شديم

جاي سيلي تا ابد بر روي ماست.....تا قيامت ميخ در پهلوي ماست

ردَ خون سينه ات بر جاده است.....خاک چادر ،مُهر هر سجاده است

آه مادر، کودکانت خسته اند.....چشم بر دست کبودت بسته اند

اي که "عجَِل " گفتي و مرگت رسيد.....عجَِلي گو تا فرج آيد پديد

ابوالفضل سپهر

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
دروغ جمعه هفدهم تیر 1384 10:27

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم                          به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوئیم            چه ناله های فراغی چه درد هجرانی                        نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم                  تمام چشم براهی و انتظارفراغ                         و ندبـــــــه های فــــرج را دروغ می گوئیم           دلی که مامن دنیاست جــــــای مولـا نیست                   اسیــــــــر شـهوت دنیــــا دروغ می گوئیم        زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــرای مقــــام             به پیش چـشم خدا ما دروغ می گوئیم                کدام ناله  غربت کدام درد فراغ                         قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوئیم          خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست                و مـــــــــــا به وسعت دریا دروغ می گوئیم    مـــــــــــــرا ببخش ای عزیزم که باز می گویم                    نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
درد دلی با شهدا سه شنبه چهاردهم تیر 1384 15:27

السلام علیک یا اباصالح الهمدی

سلام بر شما که فقط باید شما را در تنهاییتان پیدا کرد ما که در وانفسای نفسمان گم شدیم

آی شهدا نمی دانم نمیدانم شما ما را تنها گذاشته اید یا ما شما را...... اما می دانم که یک مشت استخوان بی پلاک نشان از بی نشانی تان دارد که خود خواستید مانند مادرتام فاطمه باشید گمنام و بی نشان ..........

راستی از بی بی فاطمه چه خبر .... ما که در حسرت دیدار بقیع اش مانده ایم چه رسد به دیدن قبر خودش ...

بگذریم اگر مادرم فاطمه را دیدید سلام ما را هم به او برسانید به او بگویید هنوز هم عقده چادر خاکی و صورت نیلی اش در گلو مانده به او بگویید بخدا دوستش داریم بگوئید بگوئید یعنی از آن مسیحی از آن ارمنی هم بدتریم یگوئید خانوم جان گوشه چشمی فقط گوشه چشمی ، همه جا دنبالت گشتم شرهانی ، شلمچه ، طلائیه اما ندیدمت ....

آی شهدا نمی دانم به بی بی چه گفتید که قبل از به زمین خوردنتان آن چادر خاکی اش را باز می کرد و می گفت بیا بیا پسرم و شما با پیشانی به دامن مادر آخرین سجده خود را بجا می آوردید

آی شهدا شما که این طور بی معرفت نبودید یعنی همین پس ما چی ؟.... اری می دانم من روسیاه بد بخت لیاقتم بیشتز این نیست اما نمی دانم چه بگویم مگر می شود در کربلا ی پنچ اکثر بچه ها از سینه و پهلو مجروح و شهید شده باشند نمی دانم نمیدانم بخدا نمی دانم  شما را بخدا قسم حداقل جواب سلام مارا بدهید به بی بی بگوئید اگر قرار نیست او را ببینیم چرا ما را به دنبال خود می کشاند و این دل شیدایی ما را دیوانه تر میکند .......

من که گفتم دستم را بگیر مگر نگفتید هر که دار

د هوس کرببلا بسم الله

بسم الله ......  بسم الله ......... بسم الله

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |
بسم الله دوشنبه سیزدهم تیر 1384 13:46
یا زهرا

امروز اولین روز افتتاح این وبلاگه امیدوارم با کمک همه شما بتونیم یه قدم خیلی کوچیک در راه اهل بیت برداریم

                                                          یا علی

 

این عکس هم پیش درآمد

نوشته شده توسط منتظران مهدی فاطمه | موضوع: | لینک ثابت |